عاشقی که عشق خود را بپوشاند ...

پاسخ:

زیاده روی در محبت و علاقه را عشق نامند. و در فرهنگ پارسی بدان شیفتگی و دل دادگی گویند. عشق در فرهنگ دین اسلام بر دو گونه می باشد، یک گونه را عشق ممدوح و پسندیده نامند و آن شیفتگی بر خداوند و اولیاء الهی و همه خوبان عالم است. و دیگری عشق جسمانی و ناپسند می باشد. مراد از عشق جسمانی، عشقی است که سرچشمه آن، خواسته های نفسانی باشد. عشق جسمانی در بیشتر موارد با یک نگاه و یک سخن و ... آغاز می شود و مایه دل دادگی بیننده، نسبت به معشوق می گردد. در همین راستا امام علی ـ علیه السلام ـ می فرمایند:

«ربّ صبابة غرست من لحظة. بسا (نهال) شیفتگی که با یک نگاه (در دل) کاشته شده است.» (۱) از این رو در اسلام تأکید فراوانی شده است تا انسان پاکدامنی ورزد و چشمانش را از هرزه گردی حفظ کند.

زدست دیده و دل هر دو فریاد                         هر آنچه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش زپولاد              زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

مفضل بن عمر گوید: از امام صادق ـ علیه السلام ـ درباره عشق پرسیدم فرمود: «دل هایی از یاد خدا تهی شد، پس خداوند دوستی جز خود را به آن نوشاند)).(۲)

شیفته زیبا رویان زمینی شدن آن هم نه بر اساس این که این زن یا مرد دارای فضایل اخلاقی است بلکه چون هوس بازانه به آن نگاه کرده مایه بیماری دل می شود و بر خلاف سایر بیماری ها، بیماری عشق زمینی، هیچ پاداشی برایش داده نمی شود. امام علی ـ علیه السلام ـ در این باره می فرماید: «عشق، بیماری است که نه پاداشی دارد و نه جایگزینی».(۳)

بیماری عشق، عقل را زایل می کند و رفتار آدمی و گفتار عاشق را همچون دیوانگان می گرداند، همان گونه که خداوند داستان عشق زلیخا به یوسف و شیفته شدن زنان مصر، در قرآن ترسیم می کند.

زنانی در شهر گفتند: «زن عزیز، ازغلام خودکام خواسته و شیفته او شده است، ما او را در گمراهی آشکاری می بینیم. پس چون مکرشان را شنید، سراغشان فرستاد و محفلی برایشان فراهم آورد و به هر یک، کاردی داد و (به یوسف) گفت: بر آنان درآی، پس چون او را دیدند، بزرگش شمردند و دست خویش ببریدند و گفتند: منزه است خدا، این بشر نیست، این جز فرشته ای بزرگوار نیست.» (۴)

آنچه که مایه شیفتگی زلیخا شده بود، زیبایی زمینی یوسف ـ علیه السلام ـ بود و سرچشمه آن خواسته های شهوانی وی بود و نیز زیبایی او بود که زنان مصر را چنان شیفته خود کرد که درد چاقو را حسّ نکردند.

عشق زمینی، زلیخا را دیوانه کرده بود و به گونه ای رفتار می کرد که دیگران گمان می بردند که او مجنون است. امام باقر ـ علیه السلام ـ در تفسیر این عبارت از آیه «قد شغفها حبّا» می فرماید: «قد حجبها حبّة عن النّاس فلا تعقل غیره . عشق آن زن را از مردم، محبوب ساخت و در نتیجه جز به یوسف نمی اندیشید.» (۵)

امام علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «هر که عاشق چیزی شود، دیده اش را نابینا و دلش را بیمار می کند، در نتیجه: او با چشمی نادرست می نگردد و با گوشی ناشنوا می شنود، شهوت ها پرده خردش را دریده و دنیا دلش را میرانده و جانش شیفته آن شده است، پس او بنده دنیا و کسی است که از آن، بهره ای دارد و به هر جا رفت، او نیز می رود و به هر سو روی آورد، او نیز روی می آورد، در پی فرمان باز دارنده خدایی، باز نمی ایستد و با هیچ پند دهنده ای، از او پند نمی گیرد، حال آن که خود کسانی را که مرگ، بی خبر گرفتارشان ساخته است، می بیند.» (۶(

بنابراین وقتی آدمی با نگاهی ناخواسته، دل داده زیبا رویی می گردد، بایستی لباس تقوا بر تن کند و به کارزار جهاد اکبر برود و با مخالفت با شهوات و لذات نفسانی، بینی نفس را بر زمین بمالد، و عشق خود را از دیگران پنهان کند، نه بر زبان آورد و نه در رفتارش نشان دهد، و با شکیبایی در انتظار رهایی دل، روزگار به سر کند و با توبه به درگاه الهی، دل به خدا سپارد. در همین راستا پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: «بهترین های امت من کسانی هستند که چون خداوند به برخی از بلاءها دچارشان کند، پاکدامنی ورزند، گفتند: کدام بلا؟ فرمود: عشق».(۷)

در این کلام نورانی، عشق، بلیه ای است که اگر با پاکدامنی همراه گردد، عاشق را جزء بهترین های مسلمانان گرداند. و همین عشق است که در حدیث مورد پرسش، آمده. اگر چه عشق زمینی است، ولی ناخواسته است و آزمونی است از سوی خدا و مراد از پاکدامنی آن است که، چشم خود را از نگاه به معشوق، باز دارد، و در آنجا که معشوق حضور دارد، نرود از اندیشیدن درباره معشوق، خودداری کند و با خواسته های نفس مخالفت کند. اگر چنین پاکدامنی را با عشق همراه کند، و با این حال بمیرد، او حکم شهید را دارد. زیرا در کارزار جهاد اکبر کشته شده است و چنین شهیدی، شهید اکبر خواهد بود.

نتیجه: عشق مذموم، عشقی است که سر چشمه آن، خواسته های شهوانی می باشد، که در بیشتر موارد با یک نگاه مسموم شیطانی وووآغاز می گردد. و کسی که دچار شود، بسان دیوانگان رفتار کند. راه پیش گیری آن است که چشمان خود را از هرزه گردی باز دارد و اگر ناخواسته مبتلای بدان شد، جهاد اکبر و پاکدامنی را پیشه خود گرداند و دل و جان به خدا بسپارد. و یادآوری این نکته ضروری است که این گونه روایات نمی گوید انسان عاشق همسرش نشود بلکه مراد عشق های هوسبازانه است.

پاورقی:

۱. غررالحکم، ۵۳۱۴.

۲. شیخ صدوق، علل الشرایع، نجف اشرف، المطبعة الحیدریة، ۱۳۸۶ق، ج۱، ص۱۳۹، ح۱.

۳. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قم، داراحیاء الکتب العربیة، منشورات مکتبة آیت الله العظمی المرعشی النجفی، ج۲۰، ص۲۶۰، ح۴۶.

۴. یوسف : ۳۰ و ۳۱.

۵. القمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، مصحح سید طیب الجزائری، قم، موسسه دارالکتاب، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۳۵۷.

۶. محمد عبده، نهج البلاغه، بیروت، دارالمعرفة، ج۱، ص۲۱۱.

۷. المتقی الهندی، کنزالعمال، تحقیق الشیخ بکری حیانی، الشیخ صفوة السقا، بیروت، موسسه الرسالة، ج۳، ص۳۷۳، ح۷۰۰۱.

منبع: نرم افزار پاسخ - مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

 

/ 0 نظر / 140 بازدید